ای کاش خورشید نبود و من اعدام کبوتر را نمی دیدم
ای کاش آسمان نبود و من معنی آبی را نمی فهمیدم
ای کاش قلبی نبود و من به جرم پاک بودن حبسش نمی کردم
ای کاش یاوری نبود و من در همان تردید ها می ماندم
ای کاش فردایی نبود و من در همین امروز می ماندم 
ای کاش...

نوشته شده توسط پونه در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 ساعت 5:16 موضوع | لینک ثابت
زندگی را دوست باید داشت
زندگی را در نشستن زیر باران و کنار
جاده های خیس
دیدن پروانه های شاد
رقص باد و ناز گرم شاخه های بید
چرخش مرغان دریایی به گرد هم
یا خزیدن چون علف در بوته زار عشق
شب باید کرد
آری،آری،
زندگی را دوست باید داشت


نوشته شده توسط پونه در شنبه شانزدهم شهریور 1387 ساعت 5:1 موضوع | لینک ثابت
دکتر ها جوابش کرده بودند و او امیدش را از دست داده بود
فکر می کرد با پژمرده شدن آخرین شاخه ی گل گلدون،او هم خواهد مرد!
اما نمی دانست مادر بیچاره با چه امیدی چند شاخه گل مصنوعی
لابه لای گل ها مخفی کرده بود.


نوشته شده توسط پونه در چهارشنبه ششم شهریور 1387 ساعت 15:10 موضوع | لینک ثابت
زندگی رویا نیست
زندگی زیباست
می توان،
به درختی تهی از بار زدن،زدن پیوندی.
می توان،
در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری کاشت.
می توان
از میان فاصله ها را برداشت.
دل من با دل تو 
هر دو بیزار از این فاصله هاست.
نوشته شده توسط پونه در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 ساعت 3:31 موضوع | لینک ثابت
یلدا جون اون عکس هیلاریو با چند تا عکس دیگه ازش برات گذاشتم



ادامه مطلب
نوشته شده توسط پونه در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 4:4 موضوع | لینک ثابت
به روی فاسدان پست،هر جایی هرگز من نمی خندم
اگر عمری کند باقی،به نامردان دل نمی بندم![]()
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی![]()
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم.![]()

نوشته شده توسط پونه در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 4:23 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه دوستای عزیزم،امروز تولد جنیفره برای همین چند تا عکس ازش گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد




نوشته شده توسط پونه در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 3:22 موضوع | لینک ثابت
زمان می گذرد... اما چیزی دگر تغییر نمی کند.
نه من،نه تو،نه بهار،نه عشق و نه دل شکسته ام.
دگر هیچ کدام مرحم درد من نیستند...
دگر نایی نمانده...
جاده ها سیراب رد پا شده اند...
چشمه ها غرق در زلالیت آب و من هم هنوز غرق در
عشق تو و در انتظار نیم نگاهی از چشمان تو...
نوشته شده توسط پونه در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 14:33 موضوع | لینک ثابت
زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده ی کوچک
آن هم از دست عزیزی که 
هیچ کس جز او برایت گرامی نیست
بی گمان باید همین باشد
نوشته شده توسط پونه در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 21:49 موضوع | لینک ثابت
دنیا دو روز است یک روز با تو و یک روز بر علیه تو. روزی که با توست مغرور نباش و روزی که بر علیه توست صبور باش...
قلب سرزمین عجیبی است زیرا هم،
زادگاه عشق است و هم آرامگاه عشق

سه چیز هیچ وقت برنمی گرده:سنگی که پرت میشه،زمانیکه میگذره و حرفی که زده میشه!
نوشته شده توسط پونه در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 3:9 موضوع | لینک ثابت
امروز به پایان می رسد
از فردا چیزی برایم بگو
من نمی گویم"فردا روز دیگری است"
تو "فردایی"
همان که باید به خاطرش زنده بمانم.
نوشته شده توسط پونه در جمعه چهاردهم تیر 1387 ساعت 2:18 موضوع | لینک ثابت
روز های با تو بودن چون خوابی به پایان رسید،
ولی هنوز بر درگاه خانه،رویای آمدنت را جست و جو می کنم
چه زود تنهایی را بر من آموختی!
نوشته شده توسط پونه در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 14:43 موضوع | لینک ثابت
بهترین عکس ها در تاریکی ظاهر می شود
پس در تاریک ترین لحظات زندگی
لبخند بزن چون خداوند در این لحظات
بهترین عکس ها را می گیرد!
نوشته شده توسط پونه در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 16:26 موضوع | لینک ثابت
زندگی یعنی این...
زندگی یعنی سیلی خوردن...
زندگی یعنی حسرت...
به پایان فکر نکن...
اندیشه به پایان هر چیزشیرینی حضورش را تلخ می کند...
بگذار پایان تو را غافلگیر کند...
نوشته شده توسط پونه در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 23:47 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستای عزیزم خوبین؟ تو این پست چند تا عکس از نیکول کیدمن گذاشتم به مناسبت تولدش که چند روز دیگست
میگما گاهی آدم بی ربط بنویسه بد نیستا![]()
من یه چند روزی نیستم دارم میرم تهران![]()
بالاخره مامانم به بهانه ی خرید و چیزای دیگه راضیم کرد که برم
البته سه،چهار روز بیشتر نیست دلم برای همتون تنگ میشه![]()
![]()
نوشته شده توسط پونه در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 3:20 موضوع | لینک ثابت
بخشندگی را از گل بیاموز زیرا حتی ته کفشی را که لگدمالش می کند هم خوش بو می کند![]()
![]()
نوشته شده توسط پونه در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 3:28 موضوع | لینک ثابت
دربیکرانه ی زندگی دو چیز افسونم می کند:آبی آسمان را که می بینم و می دانم که نیست و خدا را که نمی بینم و میدانم که هست.
نوشته شده توسط پونه در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت 3:13 موضوع | لینک ثابت
راه عشق سخت است و دشوار
هنگامیکه عشق تو را به اشارتی فرا می خواند
رهرو عشق باش
تیغ های نهفته ی عشق تو را خسته می کند
نوای عشق چنان تندباد شمال در باغ
رویاهای تو را آشفته می کند
اما عاشق شو...
نوشته شده توسط پونه در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت 3:11 موضوع | لینک ثابت
گل مریم سعادت ابدی
گل سرخ عشق دیرین را تجدید می کنم
بنفشه دوستی پنهانی
زنبق انتظار
بهار نارنج پاکدامنی و عشق
گل زرد بیزاری و تنفر
شاخه ی سرو عزا
شقایق وعده شکن
نسترن فراموشی عشق
مینا ناز و عشوه
گل پژمرده افسوس که قدر عشقم را ندانستی
شاخه ی زیتون صلح و صفا
کاملیا فداکاری برای عشق تو
زنبق انتظار
غنچه آرزو
لاله عشق
نرگس غرور
مارگریت خاطرات فراموش نشدنی
میخک عشق پاک
لادن یاد
یاس نخستین عشق
شمعدانی تو را می خواهم ولی از تو شکایت دارم
نوشته شده توسط پونه در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت 13:10 موضوع | لینک ثابت
به جای دسته گلی که فردا به مزارم می آوری امروز با شاخه گلی شادم کن!
به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی امروز با بوسه ای شادم کن!
به جای آن همه متن های تسلیت باری که به روزنامه ها می فرستی
امروز با نامه های عاشقانه شادم کن!
من امروز به تو نیازمندم...
نوشته شده توسط پونه در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 12:57 موضوع | لینک ثابت
دیدی دلم شکست
دیدی که این بلور درخشان عمر من بازیچه بود!
دیدی چه بی صدا،دل پر آرزوی من!از دست کوری که ندانست قدر آن، افتاد بر زمین
دیدی دلم شکست؟!
نوشته شده توسط پونه در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 12:49 موضوع | لینک ثابت
لحظه ها را گذراندیم به این شوق که به خوشبختی برسیم
دریغ از این که خوشبختی همین
لحظه های بد بود که گذراندیم.
نوشته شده توسط پونه در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 17:49 موضوع | لینک ثابت
داشتم اشکهایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل می کردم خاطرم امد شاید دلتنگ خنده هایم باشی ببخش اگر این روزها عشق با گریستن ثابت می شود![]()
![]()
نوشته شده توسط پونه در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 14:23 موضوع | لینک ثابت
دخترک همیشه می گفت: من برای نجابت،وفا و زیباییت عاشق تو شدم پسرک برای روز تولدش سه حیوان به او هدیه داد... اسب،سگ و یک پرنده ی زیبا!
تا دخترک خواست دلیل این کار را بپرسد پسرک رفته بود
برای همیشه...
نوشته شده توسط پونه در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 13:53 موضوع | لینک ثابت
تکه های قلبم را باتو قسمت می کنم شاید هیچ اثری بر این سرمای زمستانی نداشته باشد...اما برای لحظه ای می توانی گرمای عشق واقعی را در دستانت حس کنی![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط پونه در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 13:43 موضوع | لینک ثابت
عشق با روح شقایق زیباست
عشق با حسرت عاشق زیباست
عشق با نبض دقایق زیباست
عشق با زهر حقایق زیباست
عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست
نوشته شده توسط پونه در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 13:38 موضوع | لینک ثابت
دستانم بوی گل می داد
مرا به جرم چیدن گل گرفتند
اما هیچ کس با خود نگفت
که من شاید گلی کاشته باشم.
نوشته شده توسط پونه در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 16:55 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام دوستای گلم من پونه هستم و تو شهسوار زندگی می کنم امیدوارم از وبلاگم لذت ببرید
باتشکر
فهرست اصلی
دوستان
تنهایی
سرزمین تنهایی
بهشت گمشده
گیتار بابابزرگ
شماره ی پسرا و عکس های شهسوار
بمب روانی
بهترین عکس ها
داستان هایی از عشق های واقعی
یک پنجره برای من کافیست...
غزلکده
پونه های باران خورده
خبر ها و عکس های بریتنی اسپیرز
کلبه ی سنا
فریاد عشق
پاتوق دختر پسرهای گرگانی
عشقی بالاتر از رنگ ها
عَشَقه
جیغ بنفش
فصل عاشقی
یلدا
نوای گیتار عشق
ساده مث صبح
گریه یا خنده...؟
مه رو یکی یدونه
هیلاری ارهارد داف
ما 6 نفر
زندگی و حسرت
بروبچ ایرونی
هیلاری و نومد
عکس های هالیوودی
شاعر مهربون
هواداران برانجلبنا
حباب شیشه ای
مستقیم از نیویورک
دختر روز (الناز)
نبودن به تلخی فراموش کردن یه بودن نیست
آریانا
نوشته های پیشین
طراح قالب
ابتدا نيت كنيد
سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد
.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.